گفتن کلمه نه به نفع شما است

گفتن کلمه نه به نفع شما است

تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا نشان می دهد که هر قدر نه گفتن به دیگران برای شما دشوار باشد، احتمال اینکه به اضطراب و استرس، افسردگی و فرسودگی شغلی دچار شوید افزایش خواهد یافت.

زمانی که نمی توانید به خواسته اطرافیان خود نه بگویید یعنی اعتماد به نفس نه گفتن را ندارید و به همین دلیل ترجیح می دهید که پاسخ مثبت از شما بشنوند. افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند یعنی شهامت نه گفتن را دارند و می دانند که نه گفتن به نفع آنهاست. این افراد به راحتی مخالفت خود را بیان کرده و از رفتار دیگران ترسی ندارند.

این افراد به دلیل عزت نفس خود مخالفتشان را به وضوح بیان می کنند و می گویند “اکنون قادر به انجام دادن این کار نیستم”

اینکه بخواهید در برابر خوساته های دیگران کوتاه بیایید و بله بگویید، یک تعهد و مسئولیت جدید به شما اضافه خواهد کرد و به همین دلیل درگیری های فکری تان افزایش خواهد یافت.

انسان برای شاد زیستند نیاز دارد که به خواسته های خود اهمیت داده و در برابر خواسته های دیگران ایستادگی کند به همین دلیل زمانی که برای خودتان ارزش قائل می شوید و به وقتتان احترام می گذارید، در برابر خواسته های نامعقول دیگران که آزادی را از شما می گیرد می توانید نه بگویید.

برای خوشحال کردن خودتان سعی کنید از انجام کارهایی که باب میلتان نیستند بپرهیزید و رک صحبت کنید. تلاش برای راضی نگه داشتن همه اطرافیانتان باعث می شود که خوشحالی را از خودتان دریغ کنید.

منظور واقعی خودتان را بیان کرده و به غرایزتان اعتماد کنید. تا زمانی که خودتان از خویش راضی نباشید، نمی توانید شادی درونی را تجربه کرده و شاد بمانید. هرگز خودتان را بابت خواسته های دیگران تحقیر نکرده و الهاماتتان را دنبال کنید.

از نه گفتن بیم نداشته باشید بلکه برای چشیدن احساس خوشبختی باید با خودتان مهربان بوده و برای خود ارزش قائل شوید.

هنر نه گفتن

هنر نه گفتن در واقع ارزش گذاری برای زمانی است که عمر در اختیار شما قرار داده است

هنر نه گفتن در واقع ارزش گذاری برای زمانی است که عمر در اختیار شما قرار داده است. زمانی که انسان برای وقت خود اهمیت قائل می شوید، پاسخ دیگران را اینگونه می دهید که “اکنون در شرایط درستی قرار نگرفته ام و نمی توانم درخواستت را بپذیرم”

بابت نه گفتنتان عذر خواهی نکنید، اینکه بخواهید بلافاصله پس از رد کردن درخواست دیگران از آنها عذرخواهی کنید باعث می شود که فرد احساس کند از گفته خود پشیمان هستید و سعی در جبران اشتباه خود دارید در صورتی که باید حقوق خود را دانسته و به خودتان احترام بگذارید.

دست از بی نقص بودن بردارید، همانطور که در ابتدای مطلب گفته شد، نمی توانید تمام اطرافیانتان را از خود راضی نگه دارید و بی نقص باشید در عوض شما حق زندگی دارید به همین دلیل اختیار زندگی شما به دست خودتان است پس آنرا در اختیار دیگران قرار ندهید.

این مقاله دربراه هنر نه گفتن و اینکه درک کنید چگونه باید برای احترام به خود به دیگران پاسخ منفی بدهید و خواسته شاد را رد کنید به شما ارائه شد، امیدواریم برای شما مفید واقع شود.

اصول مشتری مداری چیست؟

اصول مشتری مداری چگونه است؟

در حوزه بازاریابی، مارکتینگ و همچنین کسب و کار اصلی ترین مبحثی که مورد ذکر است، اصول مشتری مداری و جلب رضایت اوست. هرچند که پروسه تولید، ارائه خدمات و سرویس دهی، قیمت گذاری و … از اهمیت بالایی برخوردارند اما به طور کلی تمام این موارد در اصول مشتری مداری خلاصه می شوند. زمانی که شما بتوانید مشتری را از محصول تولیدی، خدمات ارائه شده و همچنین قیمت ها راضی نگه دارید، روند کسب و کار به سرعت رشد خواهد کرد. در ادامه با ما همراه باشید تا اصول مشتری مداری را با چند نکته خلاصه به شما ارائه کنیم.

در اصول مشتری باید مشتری را اولویت قرار دهید

 برای رفع نیازهای مشتری ابتدا باید نیازهای اصلی او را در هر سنی تشخیص دهید

هرچند که کسب و کار شما تحت تاثیر موارد مختلفی است اما اولویت شما باید مشتری باشد. باید رضایت او را اولویت قرار دهید و برای بهبود شرایطی که او خواستار است تلاش کنید چون تا زمانی که مشتری از شما خریدی نداشته باشد، کسب و کاری هم وجود نخواهد داشت. برای رفع نیازهای مشتری ابتدا باید نیازهای اصلی او را در هر سنی تشخیص دهید، سپس برای تامین این نیازها راه حل های مختلفی در نظر گرفته و استراتژی مربوط به آنرا برنامه ریزی کنید.

راه های نرفته و تضمین نشده را امتحان نکنید

هر کسب و کاری برای رسیدن به نقطه اوج خود راه ها و مسیرهای نرفته زیادی را دارد اما برخی از آنها تضمین شده هستند. در واقع شما قبل از امتحان هر راهی باید بدانید که تا چند درصد از این مسیر به موفقیت می رسید، زمانی که بتوانید این درصد موفقیتتان را تضمین کنید، مشکلی در سیستم به وجود نخواهد آمد.

ارتباطتان را با مشتری صمیمی نگه دارید

منظور از ارتباط صمیمی آن نیست که با او احساس راحتی کنید و مانند رفیقتان رفتار کنید، منظور این است که خشک نباشید، در مقابل او جبهه نگیرید و از کلمات بیش از حد آمیانه استفاده نکنید. ارتباط صمیمی و راحت با مشتری یعنی اجازه دهید که تمام سوالاتش را بدون رودربایستی بپرسد، نحوه کارکرد محصول را از شما بخواهد، کاتالوگ را کامل مطالعه کند و همچنین بتواند نگرانی اش راجع به قیمت ها را عنوان کند.

کاتالوگ کامل در اختیار مشتری قرار دهید

 کاتالوگ کامل از محصولاتتان از اصلی ترین ابزارهای شما برای جلب رضایت مشتری است.

شاید از نظر شما کاتالوگ محصولات یکی از معمولی ترین گزینه ها برای جلب رضایت مشتری باشد اما زمانی که یک کاتالوگ کامل از محصولاتتان در اختیار وی قرار می دهید، نمای محصول، توضیحات مربوطه و همچنین قیمت ها توجه وی را جلب می کند. به عنوان مثال تصور کنید که یک مشتری در حال عبور از کنار غرفه یا مغازه و یا حتی شرکت شماست، شما فقط کاتالوگتان را در اختیار او قرار می دهید و او از محل خارج می شود. شاید وی سر فرصت به محصولات و توضیحات ارائه شده نگاهی بیاندازد و همین موضوع سبب خرید شود بنابراین فراموش نکنید که کاتالوگ کامل از محصولاتتان از اصلی ترین ابزارهای شما برای جلب رضایت مشتری است.

به طور کلی موارد زیادی در جلب رضایت مشتری و همچنین اصول مشتری مداری تاثیرگذار است که ما به طور خلاثه به تعدادی از آنها پرداختیم.

اعتماد به نفس میتواند همان عزت نفس باشد؟

اعتماد به نفس میتواند همان عزت نفس باشد؟

اصولا دیدن خود به عنوان فردی توانا، دوست داشتنی، منحصر به فرد، با مهارت و با تجربه با توجه به تفاوت های فردی به معنای اعتماد به نفس است. اعتماد به نفس عموما در دوران کودکی و با حمایت والدین از فرزندان شکل می گیرد. به عبارت دیگر هر قدر والدین در دوران کودکی برای تربیت ارزش قائل شوند و همچنین شخصیت او را به عنوان یک کودک والا برند، به همان نسبت اعتماد به نفس فرد شکل خواهد گرفت.

افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار نیستند، در صورتی که خواسته هایشان برآورده نشود قطعا باور به خودشان را از دست داده و دیدگاهشان منفی می شود یا به عبارتی تصور می کنند که برآورده نشدن خواسته شان وابسته به وجود خود آنهاست. در عوض افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند رد شدن از سمت دیگران به عنوان پیشنهاد کاری یا … را قبول می کنند و باورشان نسبت به توانایی های خود را از دست نمی دهند چون نیازی به تاییدن دیگران ندارند.

عزت نفس چیست؟

شاید در لغت معنای اعتماد به نفس و عزت نفس برایتان یکی به نظر برسد اما اگر دقیق تر به این موضوع بیاندیشیم متوجه خواهیم شد که هر دو کلمه دارای معنای شبیه به هم اما متفاوتی هستند. عزت نفس یعنی ارزشی که فرد برای خود قائل است و احترامی که به خود می گذارد. به عبارتی ارتباط صادقانه با خود، دوست داشتن خود و همچنین ارتباط صمیمی با دیگران وابسته به عزت نفس فرد می باشد. به همین نسبت فرد از خود تصویر ذهنی خوبی داشته و با جهان هستی سازگاری دارد. به طور کلی عزت نفس آدمی منجر می شود که وی در تعامل با محیط و اطرافیان خود تثبیت شده و در نهایت در برابر قضاوت ها و ارزیابی های منفی واکنشی نشان ندهد.

همانطور که گفته شد اعتماد به نفس و عزت نفس معنای دقیق شبیه به همی ندارند اما معنای آنها به یکدیگر مرتبط است به همین دلیل می توان گفت که به صورت کلی اعتماد به نفس یعنی عقیده یک فرد نسبت به توانایی ها و مهارت هایش و در عوض عزت نفس وی به معنای ارزشمندی و کارآیی او نسبت به خود است.

از آنجا که این دو کلمه معنای متفاوتی دارند، بنابراین کمبود آن دو نیز تاثیر متفاوتی بر شخصیت و زندگی انسان خواهد گذاشت، از این رو با ما همراه باشید تا راه های برای بالا بردن اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس به شما معرفی کنیم.

چگونه اعتماد به نفسمان را افزایش دهیم؟

تصمیم گیری درست و قطعی را تمرین کرده و نتایج آنرا مجسم کنید.

ابتدا باید قبول کنید که گذشته دیگر باز نخواهد گشت و تمام اتفاقات مربوط به آنرا بپذیرید. درباره اهدافتان با خودتان برنامه ریزی داشته باشید. تصمیم گیری درست و قطعی را تمرین کرده و نتایج آنرا مجسم کنید. می توانید برای بهبود این مهارت در برخی از زمینه متخصص شوید.

چگونه عزت نفسمان را افزایش دهیم؟

خودتان را بابت اتفاقات گذشته سرزنش نکنید، بابت کارهای خوبی که انجام می دهید برای خود پاداش در نظر بگیرید. به احساسات خود احترام بگذارید و آنها را نادیده نگیرید. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و مراقب جسمتان باشید.

بیماری افسردگی را باید جدی بگیریم

بیماری افسردگی را باید جدی بگیریم

یکی از شایع ترین بیماری های روانشناختی که امروزه اکثر جوانان و یا حتی مسن ترها را به خود درگیر کرده است، بیماری افسردگی است. این بیماری درجات و سطوح مختلفی را داراست که به مرور زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و کیفیت آنرا کاهش می دهد. افراد افسرده عموما روحیه مغموم و گرفته ای دارند و در طول روز نسبت به هر اتفاق منفی واکنش شدیدی از خود نشان داده و اکثر اطرافیان خود را می آزارند.

افراد افسرده مدام دلگرفته هستند و میل شدیدی به گریه کردن دارند، جالب است بدانید که حتی در پذیرش افسردگی خود مقاومت نشان می دهند و تمایلی برای مراجعه به دکتر و درمان ندارند به همین دلیل این بیماری در مغز بیمار بیشتر نفوذ کرده و احساسات وی را می زداید. افرادی که در برهه های مختلف زندگی دچار افسردگی می شوند، تمرکز حواس خود را از دست داده و حتی توانایی مطالعه نیز ندارند.

عموم این افراد سعی می کنند از انجام امور روزانه خود مانند امور کاری، کارهای روزانه، مطالعه و یا ورزش بپرهیزند و بیشتر زمان خود را در رختخواب سپری کنند. زمانی که این افراد بیشتر وقت خود را به خواب اختصاص می دهند، قبل از خواب به تمام اتفاق های ناگوار فکر کرده و آنها را برای خود مرور می کنند. در ادامه این افکار بر ذهن فرد تاثیر گذاشته و خواب را نیز مختل می سازد.

لازم است بدانید که درمان این بیماری به تشخیص خود فرد یا افرادی که تخصص کافی ندارند ممکن نیست و حتما باید زیر نظر روانپزشک انجام گیرد

کیفیت خواب این افراد بسیار پایین است و خواب سبکی دارند، به صورتی که با کوچکترین صدایی از خواب می پرند اما میلی برای بلند شدن از رختخواب ندارند. یکی دیگر از نشانه های ابتلا به افسردگی این است که افراد سعی دارند با پرخوری یا برعکس، رژیم های سنگین خود را بیازارند. دسته ای از این افراد در مواقع ناراحتی به غذا روی می آورند و پس از مدتی به اضافه وزن دچار می شوند و دسته دیگری میلی به غذا ندارند و خود را با نخوردن موادغذایی تنبیه می کنند. پس از مدتی اگر راه درمانی برای این بیماری در نظر گرفته نشود، فرد به فکر خودکشی و مرگ می افتد و برای آن اقدام می کند.

افسردگی بیماری پیچیده ای است که راه درمان ساده ای ندارد، بنابراین نمی توان آنرا با راه های ساده و یا بی محلی درمان کرد. این بیماری میل زیادی به کشش دارد و در سراسر وجود فرد رخنه می کند به همین دلیل باید سریعا برای آن درمان در نظر گرفته شود. لازم است بدانید که درمان این بیماری به تشخیص خود فرد یا افرادی که تخصص کافی ندارند ممکن نیست و حتما باید زیر نظر روانپزشک انجام گیرد به همین دلیل اگر احساس می کنید خودتان، دوستان یا اطرافیانتان به این بیماری پیچیده دچارند حتما به دکتر مراجعه کنید.

افرادی که به این بیماری دچارند شاید گاهی اوقات سر خود دارویی مصرف کنند یا به پیشنهاد دیگران برای رهایی از این وضعیت دست به کارهای غیرعاقلانه ای بزنند که در این بازه زمانی کاملا طبیعی است اما لازم است بدانید که شاید هر یک از این راهکارهای تضمین نشده ممکن است علاوه بر روح، جان شما را نیز به خطر بیاندازد.

رازهای موفقیت رهبری در سازمان

رازهای موفقیت رهبری در سازمان

هر کسب و کاری راه و روش های مربوط به خود را دارد، با این حال بسیاری از افراد از رازهای موفقیت در حرفه خود بی خبرند. رهبری و ریاست یک مجموعه شاید مزایای زیادی به همراه داشته باشد اما قطعا رهبری موفق نیازمند شیوه و روش حرفه ای است. رهبری یک سازمان در قدم اول یعنی اولویت قرار دادن مجموعه و سازمان، چون یک رهبر بدون سازمان مفید و پول ساز نمی تواند به موفقیت خود دست یابد. زمانی که رهبر بتواند عملکرد مثبت و سازنده از کارکنان دریافت کند، می تواند موفقیت را برای آینده آن مجموعه پیش بینی کرد. در ادامه با ما همراه باشید تا برخی از رازهای موفقیت در در رهبری را به شما معرفی کنیم.

یکی از رازهای موفقیت ارتباط موثر با کارمندان میباشد

تفاوت میان رهبران خوب و رهبران هوشمند در نحوه ارتباط آنها با کارمندانشان است.

 

شما بیشتر از هر فرد دیگری در طول روز با کارمندانتان در ارتباط هستید بنابراین نمی توان این ارتباط را نادیده گرفت. تفاوت میان رهبران خوب و رهبران هوشمند در نحوه ارتباط آنها با کارمندانشان است. توجه داشته باشید که تمام حرکات و حرف های شما از سمت کارمندانتان آنالیز می شوند بنابراین هیچ گاه از چیزی که حقیقت ندارد سخن نگویید. سخنان انگیزشی و همچنین رفتارهای شما می توان الگوی آنان باشد، علاوه بر این زمانی که به تک تک اهداف مادی خود دست پیدا می کنید، بیان کردن آن ارزش شما را برای کارمندانتان افزایش می دهد بنابراین ارتباط موثر با کارمندان می تواند مسیر موفقیت شما را تغییر دهد.

بر توانایی هایتان تمرکز کنید

بسیاری از رهبران ناموفق، همیشه با پررنگ کردن نقطه ضعف هایشان، علاوه بر یادآوری آنها را نیز تقویت می کنند

بسیاری از رهبران ناموفق، همیشه با پررنگ کردن نقطه ضعف هایشان، علاوه بر یادآوری آنها را نیز تقویت می کنند. به عبارت دیگر زمانی که شما به جای تمرکز بر توانایی و استعدادهایتان دائما ناتوانایی هایتان را بازگو می کنید، استعدادهایتان را نیز از دست خواهید داد بنابراین با استفاده از آن حوزه ایی که در آن مهارت دارید می توانید به پیشرفت فکر کرده و آن دسته از کارهایی که از دستتان بر نمی آید را به سایر اعضای محموعه بسپارید.

برای کامل بودن تلاش کنید اما بدانید که هیچ کس کامل نیست

در درجه اول باید توانایی ها و استعداد هر کارمند را شناسایی و با توجه به این مسائل به آنها وظیفه محول کند. کارمندان شما نباید از اشتباه کردن بترسند، چون هیچ کس کامل نیست. به آنها اجازه پیشرفت و تجربه بدهید، کنارشان باشید و راهنمایی هایتان را سرلوحه پیشرفت آنها قرار دهید. به عنوان رهبر یک مجموعه شما باید سعی کنید تا فضایی بی نقص و کامل برای اعضا فراهم سازید اما در نظر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست.

مهارت ها و اطلاعاتتان را ارتقا دهید

می دانید که از نظر استعداد، مهارت و همچنین اطلاعات کارمندان شما هر روز در حال ارتقا هستند.

همه انسان ها میل به پیشرفت و ترقی دارند بنابراین می دانید که از نظر استعداد، مهارت و همچنین اطلاعات کارمندان شما هر روز در حال ارتقا هستند. . در صورتی که شما به ارتقای مهارت ها و اطلاعاتتان توجهی نداشته باشید کارکنان به سطح شما دست پیدا خواهند کرد. فراموش نکنید هدف از رهبری یک سازمان این است که همه در کنار هم به اهداف شخصی خود دست پیدا کنند.

هوش مالی به گفته رابرت کیوساکی

هوش مالی به گفته رابرت کیوساکی

رابرت کیوساکی یکی از کارافرینان موفقی است که در زمینه  هوش مالی  به مربیگری و همچنین سرمایه گذاری نیز می پردازد. او با انتشار کتاب “پدر پولدار پدر بی پول” در سراسر جهان شناخته شد که احتمالا شما نیز نام او را از طریق همین کتاب می شناسید.پیام اصلی کیوساکی، توسعه و افزایش هوش مالی است که می تواند در نهایت فرد را به نابغه مالی تبدیل کند. 

نابغه مالی شوید

 هر فردی دارای هوش مالی است که این هوش بخشی از کل هوش ما را تشکیل می‌دهد

 

هوش مالی ، همه‌ی ما در حوزه‌های مالی دارای مسائلی هستیم. غیرممکن است فردی در این حوزه هیچ مسئله‌ای نداشته باشد! اما نوع مسائل با هم متفاوت است. می‌توان گفت مسئله افراد فقیر نداشتن پول کافی و هزینه‌های زیاد است، از طرف دیگر مسئله افراد ثروتمند داشتن پول زیاد و نیاز به برنامه‌ریزی برای حفظ ثروت و افزایش آن است. شما کدام نوع مسئله را می‌خواهید؟

با توجه به توضیحات بالا متوجه می‌شویم که همه‌‌ی ما به‌صورت مستمر در حال حل کردن مسائلمان هستیم. چیزی که به ما خیلی کمک می‌کند بتوانیم بهتر از پس آن‌ها بربیاییم، میزان هوش مالی ما است. به‌عبارت‌دیگر هر فردی دارای هوش مالی است که این هوش بخشی از کل هوش ما را تشکیل می‌دهد و برای حل مسائل مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اگر به اطراف خود دقت کنید می‌بینید که درآمد یک نفر به‌مراتب بیشتر از فردی دیگر است یا دو نفر در چند سال اخیر دارای درآمد یکسان بودند اما الان از سطح زندگی کاملاً متفاوتی برخوردار هستند. دلیل آن داشتن هوش مالی متفاوت است..

رابرت کیوساکی مدرس بزرگ سرمایه‌گذاری و موفقیت مالی معتقد است ۵ ملاک برای مقایسه هوش مالی افراد وجود دارد. در این مقاله قصد داریم این ۵ ملاک را با هم بررسی کنیم.

ملاک اول: بیشتر پول درآوردن

اولین ملاک برای مقایسه هوش مالی ۲ نفر میزان درآمدی است که آن‌ها کسب می‌کنند.

اولین ملاک برای مقایسه هوش مالی ۲ نفر میزان درآمدی است که آن‌ها کسب می‌کنند. بدیهی است کسی که درآمد ماهیانه ۱۰ میلیون تومان دارد از کسی که درآمد ماهیانه ۵ میلیون تومان دارد از هوش مالی بیشتری برخوردار است.

از این ملاک مشخص می‌شود که هوش ذهنی از هوش مالی جدا است؛زیرا ممکن است همه‌ی نمرات یک نفر در دانشگاه بالای ۱۷ باشد اما درآمدش در محیط کار خیلی کمتر از فردی باشد که حتی سواد هم ندارد؛اما راه‌حل افزایش این ملاک هوش مالی چیست؟ به‌عبارت‌دیگر چگونه می‌توان بیشتر پول درآورد؟ ما همه با هم تفاوت داریم و استعدادها و توانایی‌های خاص خود را داریم. اولین گام برای افزایش ملاک شماره یک این است که تشخیص دهیدبهترین راه بیشتر پول درآوردن برای شما چه راهی است.

به‌عبارت‌دیگر همه‌ی ما هدف ثروتمند شدن را داریم اما برای تشخیص روند و مسیر صحیح رسیدن به هدف زمان و انرژی نمی‌گذاریم؛ درحالی‌که راه رسیدن به هدف از خود هدف مهم‌تر است.

ملاک دوم هوش مالی : محافظت از پول خود

به نظر شما هوش مالی کدام‌یک از ۲ فرد زیر بالاتر است؟

  • فردی با درآمد سالیانه ۱۰۰ میلیون تومان و مالیات پرداختی ۲۵ میلیون تومان
  • فردی با درآمد سالیانه ۵۰ میلیون تومان و مالیات پرداختی ۱۰ میلیون تومان

اگر دقت کنید می‌بینید که نفر اول سالیانه ۲۵% از درامد خود را مالیات می‌دهد درحالی‌که نفر دوم ۲۰% از درآمد خود را بابت مالیات به دولت می‌پردازد. ملاک دوم مقایسه هوش مالی، محافظت از پول خود است. پولی که ما کسب می‌کنیم باید صرف شود اما اینکه چگونه و در کجا صرف گردد بحث بسیار مهمی است.

این ملاک درصد درآمدی را اندازه می‌گیرد که یک شخص در مصرف کردن پول خود از دست غارتگران مالی حفظ می‌کند. در مثال بالا دیدیم که نفر اول ۷۵% از پول خود را حفظ می‌کنددرحالی‌که نفر دوم ۸۰% از درآمدش را حفظ کرده است لذا دارای ملاک دوم بالاتری است.

ملاک سوم هوش مالی : بودجه‌بندی پول خود

بودجه‌بندی پول نیازمند هوش بسیار بالایی است. بودجه‌بندی هنر پیش‌بینی هزینه و درآمدتان و تخصیص درآمدها به هزینه‌ها به‌صورت بهینه است. یک بودجه‌بندی زمانی خوب است که در پایان ماه مبلغی باقی بماند و به روش‌های مختلف سرمایه‌گذاری گردد.

درنتیجه فردی که ماهی ۱۰ میلیون تومان درآمد داشته و ۹ میلیون تومان آن را خرج می‌کند دارای هوش مالی کمتری است نسبت به فردی که ماهی ۸ میلیون تومان درآمد دارد و ۶ میلیون تومان آن را خرج می‌کند. در شماره‌های قبلی راجع به اهمیت سرمایه‌گذاری و افزایش ثروت صحبت کرده‌ایم. پیش‌نیاز ثروتمند شدن ذخیره کردن مبلغی پول و سرمایه‌گذاری آن به‌صورت مداوم است و این کار بدون امر بودجه‌بندی بسیار مشکل است.

ملاک چهارم: تقویت پول خود

پس‌ازآنکه شخصی مبلغ مازاد بودجه خود را ذخیره می‌کند، چالش مالی بعدی عبارت است از تقویت این مبلغ. تقویت پول در بیان ساده عبارت است از اینکه از منابع و پول کمتر، کار بیشتری بکشیم. ما می‌دانیم که با تورم موجود، پس‌انداز کردن هیچ کمکی به ثروتمند شدن ما نمی‌کند. لذا باید پول ذخیره‌شده را تقویت کرد تا حداقل با نرخ تورم زیاد شود و ارزش آن در بلندمدت حفظ گردد.

معمولاً راهی که اکثر مردم بلد هستند باز کردن یک حساب سپرده بانکی است. بهتر است بگویم ساده‌ترین راه، باز کردن یک حساب سپرده است. به همین دلیل سودی که شما از این طریق کسب می‌کنید راضی‌کننده نیست، اما متأسفانه ما به خودمان زحمت این را نمی‌دهیم که راه‌های بهتر را یاد بگیریم.

هوش مالی شماره ۴ یا ملاک چهارم در ازای سرمایه‌گذاری سنجیده می‌شود. برای مثال کسی که از پول ذخیره‌شده‌اش در سال ۴۰% سود می‌کند ملاک ۴ بیشتری دارد نسبت به کسی که از پولش ۳۰% سالیانه سود می‌کند.

ملاک پنجم: بهبود بخشیدن اطلاعات مالی خود

بزرگی می‌گوید: «پیش از آنکه بدوی، می‌بایست راه رفتن را بیاموزی» پیش از آنکه مردم بتوانند بیاموزند که چگونه سودهایی فوق‌العاده بالا برای پولشان به دست آورند، می‌بایست یاد بگیرند که راه بروند؛ یعنی مقدمات و اصول هوش مالی را بیاموزند. یکی از دلایلی که بسیاری از مردم با هوش مالی شماره ۴ دست‌به‌گریبان هستند، نداشتن هوش مالی شماره ۵ است.

به‌عبارت‌دیگر چون اشخاص اطلاعات مالی خیلی کمی دارند، نمی‌توانند پول خود را تقویت کنند و درنتیجه آن را به بانک می‌سپرند. اگر پایه‌ای قوی از اطلاعات مالی داشته باشید، افزایش دادن هوش مالی‌تان کار ساده‌ای است؛اما اگر هوش مالی شماره ۵ شما ضعیف باشد، اطلاعات مالی جدید برای شما گیج‌کننده بوده و ازنظر ظاهری دارای ارزش اندکی هست.

در بورس اوراق بهادار می‌بینیم که عده‌ی قلیلی با تحلیل صورت‌های مالی شرکت‌ها در حال سودآوری از آن‌ها می‌باشند درحالی‌که همین اطلاعات در اختیار همه است.

چه کسانی بیش از بقیه نیازمند هوش مالی بالا هستند؟

اگر از شماره قبل این ماهنامه به خاطر داشته باشید، راجع به انواع مشاغل و کسب‌وکارها صحبت کردیم و توضیح دادیم که ۴راه برای کسب درآمد وجود دارد:

  • کارمندان مثل یک معلم
  • خویش‌فرمایان مثل یک پزشکی که دارای مطب است
  • صاحبان تجارت‌های بزرگ مثل صاحب یک کارخانه تولیدی
  • سرمایه‌گذاران مثل سرمایه‌گذار بورس

افرادی که دارای تجارت بزرگ هستند و افرادی که سرمایه‌گذار هستند  نیازمند هوش مالی بالا می‌باشند. شما می‌توانید یک دکتر موفق باشید اما آهی در بساط نداشته باشید؛ همچنین می‌توانید یک معلم عالی باشید اما فقیر باشید اما نمی‌توانید یک کارآفرین یا سرمایه‌گذار موفق باشید و درعین‌حال فقیر باشید. موفقیت در حوزه‌های سوم و چهارم به‌صورت پول سنجیده می‌شود. به همین علت هوش مالی در آن‌ها بسیار حائز اهمیت است.

موفقیت در زندگی

زندگی شاد در کسب و کار

زندگی شاد در کسب و کار و همچنین موفقیت در زندگی شخصی و کاری از نظر انسان ها معنای متفاوتی دارد. در واقع اگر شما به دنبال دستیابی به موفقیت هستید، باید نقطه موفقیت را برای خودتان مشخص کنید.

افراد شاغل نیمی از روز خود را در محل کار با همکارانشان سپری می کنند. برای شاد بودن در محل کار راهکارهای بسیار زیادی وجود دارد که در ادامه به توضیح برخی از آنها می پردازیم.

برای زندگی شاد در کسب و کار کل روز پشت میزتان ننشینید

زندگی شاد در کسب و کار

نشستن پشت میز برای کل روز می تواند تا حد زیادی خسته کننده باشد و از انگیزه کاری شما بکاهد، برای جلوگیری از این موضوع می توانید هر ۲ ساعت یکبار از پشت میزتان بلند شوید و تحرک داشته باشید. در نظر داشته باشید که تحرک باعث ایجاد انگیزه، احساس شاد بودن و روحیه در شما می شود. برای تحرک بیشتر می توانید تا محل کار پیاده بروید یا به جای تاکسی از دوچرخه استفاده کنید.

برای زمان استراحت خود برنامه ریزی کنید

اگر می خواهید در محل کارتان خوشحال تر باشید و زمانتان را شاد سپری کنید، استراحت میان کار را فراموش نکنید. فشار کاری بیش از حد ذهن و همچنین بدن شما را خسته می کند و احتمالا از میزان عملکرد شما می کاهد، از این رو می توانید هر ۹۰ دقیقه یکبار از به مغزتان استراحت دهید. برای استراحت می توانید از دفترتان خارج شوید، قهوه بنوشید یا با همکارانتان گپ بزنید.

برای زندگی شاد در کسب و کار  همزمان چند کار را با هم انجام ندهید

زندگی شاد در کسب و کار

شاید با خودتان فکر کنید که انجام دادن چند کار به صورت همزمان باعث می شود وظایف روزانه تان را سریع تر به پایان برسانید اما در واقع از میزان تمرکز د عملکرد شما می کاهد. تصور کنید در حین انجام دادن پروژه کاری، ایمیل های دریافتی تان را چک کنید، قطعا در چنین شرایطی از فضای کاری دور می شوید و حواس شما بر ایمیل متمرکز می شود.

بهترین راه برای تسریع انجام کارها، برنامه ریزی زمانی است. شما باید کارهایتان را لیست کنید و بر اساس اولویت به انجام آنها بپردازید.

با همکارانتان ارتباط موثر برقرار کنید

مطالعات انجام شده نشان دهنده این است که ارتباط موثر و صمیمی با همکاران تا حد زیادی باعث می شود که کارمندان در محیط کار شاد باشند. ارتباط با آنها می تواند هر روز باعث انگیزه شما شود و در هر حالتی زمانی که احساس می کنید دوستی دارید که پیش شماست، آرام می شوید. در شرکت هایی که کارمندان یا کارکنان آن به صورت گروهی و دسته جمعی کار می کنند، ارتباط موثر میان آنها بر عملکرد و بازدهی تاثیر مستقیم می گذارد.

برای برقراری ارتباط با همکارانتان می توانید آنها را به قهوه دعوت کنید، با آنها گپ بزنید و سعی کنید نقاط مشترک بینتان را پیدا کنید.

برای زندگی شاد در کسب و کار  از اهمیت زبان بدن غافل نشوید

زندگی شاد در کسب و کار

زمانی که در حال صحبت با همکار یا یک مشتری هستید، اگر دست به سینه ایستاده اید، نشان دهنده این است که حالت تدافعی گرفته اید بنابراین به زبان بدن در محل کارتان توجه کنید. برای داشتن ارتباط موثر زبان بدن می تواند به شما کمک کند، به عنوان مثال در حین صحبت با رئیستان، دست به سینه نایستید، بیش از حد بر روی صندلی لم ندهید و سعی کنید صندلی تان را تنظیم کنید تا اذیتتان نکند.

چگونه در محل کار روحیه شاد و مثبتی داشته باشیم؟ روحیه مثبت چه تاثیری بر انگیزه و عملکرد ما می گذارد؟ به نظر شما مهارت های زندگی موفق کدامند؟ افراد شاغل نیمی از روز خود را در محل کار سپری می کنند، بنابراین روحیه و ذهنیت آنها تاثیر بسیار زیادی بر کیفیت زندگیشان می گذارد. انواع ارتباط موثر در محیط کاری می تواند باعث شود شما در حین انجام کار احساس مثبتی داشته باشید.

 

زندگی شاد در محل کار

زندگی شاد در محل کار

چگونه زندگی شاد در محل کار داشته باشیم؟ روحیه مثبت چه تاثیری بر انگیزه و عملکرد ما می گذارد؟ به نظر شما مهارت های زندگی موفق کاری کدامند؟

موفقیت در کار و همچنین در زندگی شخصی جزو  اولویت های اول هر فرد به حساب می آیند اما انسان از زمان قدیم تاکنون به دنبال راه رسیدن به آن بوده است.

احتمالا تا به حال با کتاب های موفقیت یا سمینارهایی که در این باره اطلاعات ارائه می کنند، آشنا شده اید. رسیدن به موفقیت برای انسان ها معنای متفاوتی دارد. ثروت، سلامتی، احساس خوشبختی، زندگی زناشویی و … معنای موفقیت از نظر انسان های متفاوت است. افراد شاغل نیمی از روز خود را در محل کار سپری می کنند، بنابراین روحیه و ذهنیت آنها تاثیر بسیار زیادی بر کیفیت زندگیشان می گذارد. انواع ارتباط موثر در محیط کاری می تواند باعث شود شما در حین انجام کار احساس مثبتی داشته باشید.

در این مطلب راهکارهایی برای اینکه چگونه در محل کار شاد باشیم و مثبت بیاندیشیم، ارائه شده است.

صبح یک ساعت قبل از رفتن به محل کار بیدار شوید

زندگی شاد در محل کار

قبل از شروع روز خود، می توانید یک ساعت از صبحتان را به خودتان اختصاص دهید. صبحانه تان را میل کنید، کمی ورزش کنید و در صورت امکان ۳۰ دقیقه مطالعه کنید. این کار باعث می شود شما قبل از رسیدن به محل کار صبح لذت بخشی را شروع کنید و برای ادامه روز خود انگیزه داشته باشید.

برای زندگی شاد در محل کار به لباس هایی که در محل کار می پوشید اهمیت دهید

به نظر شما افراد موفق به چه شکلی لباس می پوشند؟ شما نیز باید به همین شکل آماده شوید، به گونه ای که برای دستیابی به موفقیت به محل کارتان می روید.

در محل کار به مشکلات شخصی خود رسیدگی نکنید

زندگی شاد در محل کار

اگر با یکی از اعضای خانواده خود به مشکل خورده اید یا مشکل شخصی ذهنتان را درگیر کرده است، این مشکلات در محل کار از میزان تمرکز شما می کاهند. برای اینکه در محل کار روحیه مثبتی داشته باشید، باید مشکلات شخصی خود را در خانه رها کنید تا میزان عملکرد شما کاهش نیابد. در صورت ممکن تلفن ها یا پیام های شخصی خود را در ساعات کاری پاسخ ندهید و به بعدا موکول کنید.

۱۰ دقیقه قبل از شروع ساعت کاری در آنجا حضور یابید

برای شروع کردن یک روز کاری خوب، سعی کنید زودتر از شروع ساعت کاری آنجا حضور یابید. دیر رسیدن به آنجا حتی برای ۳۰ دقیقه می تواند شما را از کارهایتان عقب بیاندازید. علاوه بر این داشتن رابطه مثبت با رئیس و همکارانتان نیز تا حد زیادی بر این موضوع تاثیرگذار است و باعث می شود در محیط کار نیز خوشحال باشید.

برای زندگی شاد در محل کار میز کارتان را مرتب و سازمان دهی شده نگه دارید

زندگی شاد در محل کار

برای جلوگیری از به هدر رفتن زمانتان، میز و یا محلی که در آن کار می کنید را مرتب نگه دارید تا وقتتان صرف پیدا کردن وسایل نشود. مرتب کردن میز شاید ۱۰ دقیقه از زمان شما را بگیرد اما در عوض باعث می شود که در زمانتان صرفه جویی کنید و روحیه مثبتی در محل کار داشته باشید.

همانطور که در این مطلب به شما توضیح دادیم، عوامل زیادی بر روحیه شما در محیط کار تاثیرگذارند و می توانند بازدهی و عملکرد شما را افزایش داده یا از آن بکاهند. در مطلب بعدی با ادامه موارد با ما همراه باشید.

چگونه در محل کار روحیه شاد و مثبتی داشته باشیم؟ روحیه مثبت چه تاثیری بر انگیزه و عملکرد ما می گذارد؟ به نظر شما مهارت های زندگی موفق کاری کدامند؟ موفقیت در کار و همچنین در زندگی شخصی جزو  اولویت های اول هر فرد به حساب می آیند اما انسان از زمان قدیم تاکنون به دنبال راه رسیدن به آن بوده است. احتمالا تا به حال با کتاب های موفقیت یا سمینارهایی که در این باره اطلاعات ارائه می کنند، آشنا شده اید. رسیدن به موفقیت برای انسان ها معنای متفاوتی دارد. ثروت، سلامتی، احساس خوشبختی، زندگی زناشویی و … معنای موفقیت از نظر انسان های متفاوت است.

برقراری ارتباط موثر

برقراری ارتباط موثر در محل کار

همه ما برای زندگی کردن در اجتماع به برقراری ارتباط با دیگران نیاز داریم، البته برقراری ارتباط موثر! علاوه بر این ما مهم ترین زمان خود را در محیط کار سپری می کنیم و به عبارتی همکارانمان جرو نزدیک ترین افراد به ما به شمار می آیند. روابط ما در محیط کاری تاثیر مستقیمی بر میزان عملکرد و همچنین کیفیت آن دارند، از این رو گاهی اوقات به دلایل مختلف افرادی که در یک محل مشغول به کارند یا ارتباط مثبتی ندارند و یا ترجیح می دهند با یکدیگر در ارتباط نباشند که این موضوع بر اساس ارزیابی ها از میزان عملکرد مثبت آنها می کاهد.

افراد با سلیقه ها و اخلاق متفاوت در یک محیط مشغول به کار می شوند، به همین دلیل عدم تفاهم و بروز اختلاف امری طبیعی است که نمی توان منکر آن شد اما در ادامه چهار نکته برای بهبود روابط و همچنین ایجاد ارتباط موثر با همکاران به شما ارائه می کنیم که امیدواریم مفید واقع شود.

  1. با اصول اولیه امتحان کنید

برقراری ارتباط موثر

اصول اولیه در ارتباط با دیگران شامل احترام به سلیقه، مذهب یا نوع تفکر دیگران می شود. اگر نمی دانید چگونه گفتگو با همکارانتان را شروع کنید یا هنوز ارتباط مشترکی با آنها ندارید، از مکالمه های رایج و آداب و رسوم مثل صبح بخیر، خسته نباشید، عصر بخیر و … استفاده کنید.

  1. برای برقراری ارتباط موثر نقاط مشترک میانتان را پیدا کنید

قطعا نقاط مشترک زیادی میان شما و همکارانتان وجود دارد. یک راه آسان برای پیدا کردن نقطه مشترک این است که از آنها بپرسید چه نکته ای در مورد کارشان دوست دارند و …

البته در نظر داشته باشید که این بدان معنا نیست که کل روز را به پرسیدن علایق و نقاط مشترکتان بگذرانید، بلکه تنها در زمان هایی که احساس می کنید مکالمه می تواند روابطتان را بهبود بخشد، استفاده کنید.

  1. برای برقراری ارتباط موثر شنونده خوبی باشید

برقراری ارتباط موثر

انسان ها نیاز دارند تا توسط یکدیگر در شرایط مختلف درک شوند، از این رو مهم ترین قسمت در برقراری ارتباط با همکارانتان این است که شنونده خوبی باشید، درک خوبی از شرایط داشته باشید و در وضعیت های مختلف همکارتان را درک کنید. احساس درک شدن باعث می شود رابطه میان شما و همکارتان عمیق تر شده و کم کم اعتماد میانتان شکل گیرد.

بر اساس تحقیقات انجام شده، گوش دادن به آنچه مردم درباره آن با شور و شوق صحبت می کنند و یا از آن لذت می برند، کیفیت ارتباط را بالا می برد بنابراین سعی کنید مهارت گوش کردن و یا درک کردن را در خودتان بهبود بخشید.

  1. در خارج از محیط کار ارتباط برقرار کنید

برقراری ارتباط موثر

برقراری ارتباط موثر در محیط کار به دلیل اینکه هر روز با آنها در ارتباط هستید، باعث ایجاد انرژی مثبت و انگیزه برای شما خواهد شد. به همین دلیل می توانید ارتباط خود را داخل محیط کار و یا خارج از ساعات کاری بهبود بخشید. به عنوان مثال به بولینگ بروید، با یکدیگر قهوه بخورید و خارج از محیط کار گفتگو داشته باشید.

ممکن است در مسائل مختلف مثل سیاست، مذهب، فرهنگ و … تفاوت نظر داشته باشید اما بهترین راه این است که برای جلوگیری از بروز اختلاف به نظر یکدیگر احترام بگذارید.

همه ما برای زندگی کردن در اجتماع به برقراری ارتباط با دیگران نیاز داریم، البته ارتباط موثر! علاوه بر این ما مهم ترین زمان خود را در محیط کار سپری می کنیم و به عبارتی همکارانمان جرو نزدیک ترین افراد به ما به شمار می آیند. روابط ما در محیط کاری تاثیر مستقیمی بر میزان عملکرد و همچنین کیفیت آن دارند، از این رو گاهی اوقات به دلایل مختلف افرادی که در یک محل مشغول به کارند یا ارتباط مثبتی ندارند و یا ترجیح می دهند با یکدیگر در ارتباط نباشند که این موضوع بر اساس ارزیابی ها از میزان عملکرد مثبت آنها می کاهد. افراد با سلیقه ها و اخلاق متفاوت در یک محیط مشغول به کار می شوند، به همین دلیل عدم تفاهم و بروز اختلاف امری طبیعی است که نمی توان منکر آن شد.

 

تاثیر قانون جذب بر زندگی ما

تاثیر قانون جذب بر زندگی خودمان

بسیاری از مردم معتقدند که می‌توانند تا حدود بسیار کمی از اتفاقاتی که در زندگیشان رخ می دهد کنترل داشته باشد اما برخی دیگر از افراد با قاطعیت فکر می کنند که با استفاده از تاثیر قانون جذب بر زندگی ما می توانند تمامی اتفاقات و زندگی خود را کنترل کنند. به عبارت دیگر بر اساس قانون جذب، ذهن عقاید و همچنین افکار شما چنان قدرتمند است که شما می توانید هر آنچه که می خواهید را در زندگی خود بدست آورید.

زمانی که ذهن قدرتمندی دارید و به آنچه که می خواهید به آن دست یابید معتقد هستید یا حتی فکر می کنید که لیاقت داشتن آن را دارید، قانون جذب به شما کمک می کند تا چیزهای مثبتی را که خواهان آنها هستید در زندگی به دست آورید. در ادامه این مطلب تاثیرات مثبت قانون جذب بر زندگی را بررسی می کنیم که امیدواریم برای شما مفید واقع شود.

تجسم اتفاقات خوب می تواند آنچه را که واقعاً تجربه می کنید تغییر دهد

زمانی که شما از قانون جذب استفاده می کنید و به ذهنتان یاد می‌دهید مثبت فکر کنید تجربه اتفاقات زندگی تان نیز برای تان لذت بخش خواهد بود.

افرادی که عموماً در دام افکار منفی می افتند، در مورد نحوه تجسم اتفاقات مثبت ضعف دارند و الگوی فکری آنها بر اساس اتفاقات منفی شکل می گیرد. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که اتفاقات ناگواری که در زندگی شما رخ می‌دهد واقعاً تحت کنترل شما هستند؟ به عنوان مثال شاید با خود فکر کنید که کف دست های شما عرق کرده و شما آن را با شلوار خود پاک می کنید، حتی تجسم این کار نیز اعصاب شما را به هم می‌ریزد و احساس بدی به شما منتقل می کند.

بار دیگر تصور کنید که در مقابل جمعیت ایستاده اید و با اعتماد به نفس کامل در حال سخنرانی هستید، تجسم این اتفاق به شما کمک می کند تا احساس خوبی را تجربه کنید. بنابراین زمانی که شما از قانون جذب استفاده می کنید و به ذهنتان یاد می‌دهید مثبت فکر کنید تجربه اتفاقات زندگی تان نیز برای تان لذت بخش خواهد بود.

قانون جذب به شما کمک می کند تا خودتان را به شکل موثرتری به دیگران معرفی کنید

بخش بزرگی از قانون جذب در مورد اعتقادات شماست که آیا لیاقت اتفاقات خوب را دارید یا خیر. علاوه بر این شما می توانید به کمک این قانون زندگی از تعامل خود با دیگران بیشتر استفاده کنید.

زمانی که شما احساس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید و بدانید که لیاقت بهترین اتفاقات را در زندگی تان دارید، می توانید تعامل موثرتری با دیگران داشته و یک ارتباط خوب با آنها برقرار کنید.

به کمک  تاثیرقانون جذب در می یابید که رسیدن به موفقیت امکان پذیر است

تاثیر قانون جذب این است که ثابت می کند هر فردی با طرز فکر و ذهنیت درست می تواند به موفقیت دست یابد. اگر همیشه با خود فکر می کردید که موفقیت تنها یک دسته از افراد خاص محدود می شود، قانون جذب می تواند اعتقاد و ذهنیت شما را تغییر داده و به شما ثابت کند که می توانید با داشتن شرایط و ذهنیت مثبت شما نیز به آن دست یابید.

قانون جذب به افزایش افزایش و تمرکز شما کمک کند

 قانون جذب شما کمک می کند تا تمرکز خود را به شکل موثری افزایش دهید.

هر انسانی برای انجام امور مختلف خود در تمامی جنبه های زندگی به تمرکز نیاز دارد، به عنوان مثال زمانی که در کلاس به معلم تان توجه می کنید یا وقتی که رئیس تان عملکرد سالانه شما را بررسی می کند، شاید هوشیار به نظر برسید اما تمرکز کافی برای آن را ندارید .بسیاری از افراد هستند که با مراقبه روزانه میزان تمرکز خود را بالا میبرند.

اگر می خواهید پول و ثروت را به سمت خود جذب کنید باید تمرکز کافی بر آنها داشته باشید، بنابراین از این راه قانون جذب شما کمک می کند تا تمرکز خود را به شکل موثری افزایش دهید.

بسیاری از مردم معتقدند که می‌توانند تا حدود بسیار کمی از اتفاقاتی که در زندگیشان رخ می دهد کنترل داشته باشد اما برخی دیگر از افراد با قاطعیت فکر می کنند که با استفاده از تاثیر قانون جذب می توانند تمامی اتفاقات و زندگی خود را کنترل کنند. به عبارت دیگر بر اساس قانون جذب، ذهن عقاید و همچنین افکار شما چنان قدرتمند است که شما می توانید هر آنچه که می خواهید را در زندگی خود بدست آورید.

زمانی که ذهن قدرتمندی دارید و به آنچه که می خواهید به آن دست یابید معتقد هستید یا حتی فکر می کنید که لیاقت داشتن آن را دارید، قانون جذب به شما کمک می کند تا چیزهای مثبتی را که خواهان آنها هستید در زندگی به دست آورید.